غلامعلى صفايى
15
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
معناى آيه : « آن درخت مىروياند ثمر را در حالى كه همراه با روغن است » . ج : همان تركيب بالا ، ولى حال براى مفعول محذوف است ، و در اصل آيه اين گونه « تنبت الثمر كائنا بالدهن » بوده است ، يعنى : « مىروياند آن درخت ميوه را در حالى كه آن ميوه همراه با روغن است » . بايد توجّه داشت كه اوّلا : ظرف گاهى استعمال و اطلاق مىشود و از آن اراده جار و مجرور مىشود مثل عبارت مذكور در كتاب ، و قاعده در استعمال اين كلمه چنين است كه هرگاه در كنار كلمهء ظرف ، كلمهء جار و مجرور ذكر شد ، مراد از آن ظرف اصطلاحى مثل : « عند ، قبل و بعد » است . لكن هرگاه به تنهايى ذكر گرديد مراد اعم از ظرف اصطلاحى و جار و مجرور بوده و استعمال و اطلاق آن بر جار و مجرور صحيح است . ثانيا : هرگاه ظرف و جار و مجرور همراه متعلّقش حال واقع شد ، واجب است متعلّق آن شبه فعل عموم محذوف باشد ، و آن متعلّق بايد از حيث جنس ( مذكّر و مؤنّث ) مطابق ذو الحال باشد ، ولى در متن كتاب با اينكه مراعات تطابق جنس شده زيرا در توجيه دوّم چون حال از فاعل « تنبت » است مؤنث آمده و در توجيه سوّم چون حال از مفعول « الثمر » است مذكّر آمده ، لكن متعلّق در هردو از شبه فعل عموم ذكر نشده ، اين به آن خاطر نيست كه مؤلف ، آن قاعده را مراعات نكرده بلكه او علاوه بر ذكر تقدير و حال بودن جار و مجرور درصدد بيان معناى جار نيز مىباشد به همين جهت از لفظ « مصاحبة » استفاده كرده است . د : چهارمين شيوه توجيه اجتماع همزه و باء در آيه اين است كه گفته شود : باب إفعال در اينجا متعدّى نبوده و « أنبت » به معناى « نبت » مىباشد كه در اين صورت باء معناى تعديه دارد ، مانند قول زهير بن أبى سلمى يكى از شعراى جاهلى در مدح سنان بن أبى حارثه و خاندان او : « رأيت ذوي الحاجات حول بيوتهم * قطينا لهم حتّى إذا أنبت البقل » « 1 »
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني 1 / 314 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 293 ، معاني القرآن : 2 / 233 ، لسان العرب : 2 / 96 ، ديوان زهير بن أبي سلمى : 111 .